تبلیغات
ツ صدایی در سكوت ツ

ツ صدایی در سكوت ツ
×× بهترین مطالب روز ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍×× 
نظر سنجی
شما از کدوم دسته از موضوعاتی که توی وبمون بوده خوشتون میاد ؟











لینک دوستان
پیوندهای روزانه

اس ام اس

یه شب که من حسابی خسته بودم / همین جوری چشامو بسته بودم
سیاهی چشام یه لحظه سر خورد / یه دفه مثل مرده ها خوابم برد
تو خواب دیدم محشر کبری شده / محکمه الهی بر پا شده
خدا نشسته مردم از مرد و زن / ردیف ردیف مقابلش واستادن
چرتکه گذاشته و حساب می کنه / به بنده هاش عتاب خطاب می کنه
می گه چرا اینهمه لج می کنید / راهتونو بی خودی کج می کنید
آیه فرستادم که آدم بشید / با دلخوشی کنار هم جمع بشید
دلای غم گرفته رو شاد کنید / با فکرتون دنیا رو آباد کنید
عقل دادم برین تدبر کنید / نه اینکه جای عقل کاه پر کنید
من بهتون چقدر ماشالا گفتم / نیافریده باریکلا گفتم
من که هواتونو همیشه داشتم / حتی یه لحظه گشنتون نزاشتم
اما شما بازی نکرده باختید / نشستید و خدای جعلی ساختید
هر کدوم از شما خودش خدا شد / از ما و آیه های ما جدا شد
یه جو زمین و این همه شلوغی / این همه دین و مذهب دروغی
حقیقیت شما خیلی پستید / خر نباشین گاو نمی پرستین
از توی جمع یکی بلند شد ایستاد / بلند بلند هی صلوات فرستاد
ازون قیافه های حق به جانب / هم از خودی شاکی هم از اجانب
گفت چرا هیچکی روسری سرش نیست / پس چرا هیچکی پیش همسرش نیست
چرا زنا ایجوری بد لباسن / مردای غیرتی کجا پلاسن
خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن / اینجا که فرقی ندارن مرد و زن
یارو کنف شد ولی از رو نرفت / حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت
چشاش می چرخید نمی دونم چشه / آهان می خواد یواشکی جیم بشه
که دید یه کمی شرس شلوغه خدا / از جماعت یواش یواش شد جدا
با شکمی شبیه بشکه نفت / یهو سرش پایین انداخت و رفت
قراولا بهش چندتا ایست دادن / یارو وای نستاد تا جلوش وایستادن
فوری در آورد باسشون چک کشید / گفت برین وصول کنید خوش باشید
دلم باسه حوریا لک زده / دیر برسم یکی تک زده
اگه نرم حوریه دلگیر می شه / تو رو خدا بزار برم دیر می شه
قراول حضرت حق دمش گرم / با رشوی خیلی کلون نشد نرم
گوشای یارو رو گرفت دستش / کشون کشون بردش یه جا بستش
رشوی حاجی رو ضمیمه کردن / توی جهنم اونو بیمه کردن
حاجیه داشت بلند بلند غر می زد / داشت روی اعصبا تلنگر می زد
خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی / یکمم حبس نفس کن حاجی
این همه آدم رو معطل نکن / بشین و این همه کل کل نکن
یه عالمه نامه داریم نخونده / تازه هنوز کرات دیگه مونده
نامه تو پر از کارای زشته / کی بهت گفته جات تو بهشته
بهشت جای آدمای باحاله / ولت کنم بری بهشت محاله
یادته که چقدر ریا می کردی / بنده های ما رو سیاه می کردی
تا یه نفر دو رو ورت می دیدی / چقدر والظالینو می کشیدی
این همه که روضه و نوحه خوندی / یه لقمه نون دست کسی رسوندی
خیال می کردی ما حواسمون نیست / نظم و نظام هستی کشکی کشکیست
هر کاری کردی بچه ها نوشتن / می خوای خودت برو ببین تو زونکن
خلاصه وقتی یارو فهمید اینه / بازم درست نمی تونست بشینه
کاسه صبرش یه دفه سر می رفت / تا فرصتی گیر میاورد در می رفت
قیامت اینجا عجب جاییه / جون شما خیلی تماشاییه
از یه طرف کلی کشیش آوردن / کشون کشون همرو پیش آوردن
گفتم اینارو که قطار کردن / بیچاره ها مگه چیکار کردن
مامور گفت میگم من الآن / مفسد فی الارض که میگن همینان
گفت اینا بهشت فروشی کردن / بی پدرا خدا رو جوشی کردن
به نام دین حسابی خوردن اینا / کفر خدا رو در آوردن اینا
بدجوری ژاندارک اینا چزوندن / زنده تو آتیش اونو سوزوندن
روی زمین خدایی پیشه کردن / خون گالیله رو تو شیشه کردن
اگه بهش بگی کلاتو صاف کن / بهت میگه بشین و اعتراف کن
همیشه در حال نظاره بودن / شما بگو اینا چیکاره بودن
خیام اومد یه بطری هم تو دستش / رفت یه گوشه ای گرفت نشستش
حاجی بلند شد با صدای محکم گفت / این آقا باید بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نکن / به اهل معرفت جسارت نکن
بگو چرا به خون این هلاکی / این که نه مدعی داره نه شاکی
نه گرد و خاک کرده نه هیاهو / نه اربده کشیده و نه چاقو
نه مال این نه مال اونو برده / فقط عرق خریده رفته خورده
آدم خوبیه هواشو داشتم / اینجا خودم باسش شراب گذاشتم
یهو شنیدم ایست خبر دار دادن / نشسته ها بلند شدن وایستادن
حضرت اسرافیل ازون ور اومد / رفت روی چهار پایه و چندتا سور زد
دیدم دارن تخت روون میارن / فرشته ها رو دوششون میارن
مونده بودم که این کیه خدایا / تو محشر این کارا چیه خدایا
فکر می کنید داخل اون تخت کی بود / الان میگم یه لحظه اسمش چی بود
اون که توی دنیا مثل توپ صدا کرد / همون که این لامپارو اختراع کرد
همون که کارش عالی بود اون دیگه / بگید بابا توماس ادیسون دیگه
خدا بهش گفت دیگه پایین نیا / یه راست برو بهشت پیش انبیا
وقت تلف نگن توماسزور برو / به هر وسیله ای اگه بود برو
از روی پل نری یه وقت می افتی / میگم هوایی ببرن و مفتی
باز حاجی ساکت نتونست بشینه / گفت که مفهومه عدالت اینه
توماس ادیسون که مسلمون نبود / این بابا اهل دین و ایمون نبود
نه روضه رفته بود نه پای منبر / نه شمر می دونست چیه نه خنجر
یه رکعتم نماز شب نخونده / با سیم میماش شب رو به صبح رسونده
حرفای یارو که به اینجا رسید / خدا یه آهی از ته دل کشید
حضرت حق خودشو جابه جا کرد / یه کم به این حاجی نیگاه نیگاه کرد
ازون نگاه های عاقل اندر / صفی هشو باید بیارن این ور
با این که خیلی خیلی هم خسته بود / خطاب به بنده هاش دوباره فرمود
شما چه کله خرایی هستید / بابا عجب جونورایی هستید
شمر اگه بود آدلف هیتلرم بود / خنجر اگه بود روولورم بود
حیف که آدم خودشو پیر کنه / و سوزنش فقط یه جا گیر کنه
میگید توماس من مسلمون نبود / اهل نماز و دین و ایمون نبود
اولن از کجا میگید این حرف / در بیارید کله زیر برف
اون منو بیشتر از شما شناخته / دلیلشم این چیزایی که ساخته
درست که گفتم عبادت کنید / نگفتم به خلق خدمت کنید
توماس نه ------ ساخته نه جنگ کرده / دنیا رو هم کلی قشنگ کرده
من که یه چراغ بیشتر نداشتم / اونم تو آسمونا کار گذاشتم
توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد / نمی دونید چقدر کمک به من کرد
تو دنیا هیچکی بی چراغ نبوده / یا اگرم بوده تو باغ نبوده
خدا برای حاجی آتش افروخت / دروغ چرا یکم دلم براش سوخت
طفلی تو باورش چه قصرا ساخته / اما به اینجا که رسیده باخته
یکی می یاد یه هاله ای باهاشه / چقدر بهش می یاد فرشته باشه
اومد رسید و دست گذاشت رو دوشم / دهانشو آورد کنار گوشم
گفت تو که کلت پره قورمه سبزیست / وقتی نمیفهمی بپرسی بد نیست
اونکه نشسته یه مقام والاست / مترجمه رفیق حق تعالاست
خود خدا نیست نمایندشه / مورد اعتمادشه بندشه
خدای لم یلد که دیدنی نیست / صداش با این گوشا شنیدنی نیست
شما زمینی ها همش همینید / اونور میزی رو خدا می بینید
همیجوری می خواست بلند شه / نم نم گفت پا شو باید بری جهنم
وقتی دیدم منم گرفتار شدم / داد کشیدم یدفه بیدار شدم




[ جمعه 1394/03/29 ] [ ساعت 21 و 23 دقیقه و 32 ثانیه ] [ Admin . ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ

وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم


اگــــر مغــــز خـــــالـــــی همـــچــــــون شکـــــم خــــالــــی ســـر وصــــدا مـــی کـــــرد، جهــــانــــ اکـــــنــــــون تعـریــــف دیــــــگری داشـــت....

...................................
مــــــاهی تــــــا زبــــانش بستــــــــه بــــــــاشد، کســــــی نمیـــــتتواند آنـــــــرا صیـــــــد کنـــــــد...

...................................

افســـــوس کــــــه صــــــدای خــــــش خــــــش لحظـــــــات عمــــــر را زیــــــر پــــــــای خـــــود نمـــــی شنـــــویم.

..............................

رازهـــــــــایت را فـــــــــاش نـــکن؛ بعضــــــی هـــــــا در آرزوی صیـــــد یـــــــک اشتبـــــــاه در انتظــــــــار نشســــته انـــــــد.

...............................


فــــاصـله هـــرچقــــدر هــــم کــــم و کـــوچیـــک بـــــاشه ... بـــــازم بــــزرگـــه ؛ به دکمه اســـپــیـــس روی کیبــــوردت نگــــاه کــن ...!!!

....................................


خستــــــه ام مثـــــــل درخـــــــت ســـــــــروی کــــــه ســــــال هــــــــا در بـــــرابــــر طوفــــــان ایستــــــــتاد و روزی کــــــه به نسیـــــمی دل داد ، شکــــست ...

..............................

بعضـــــــی فـــــــاصـــــــله هـــــــا هستـــــــــن كــــــــه بـــــــــا هیــــــچ پلــــــی پـــــر نمیشـــــن انگـــــــار یكــــــی دستشــــــو گذاشتـــــه رو كلیــد اســـــــــــپــــــــیـــــســـــ
و بـــــــر نمیــــــداره..

.....................


خدایــــــا!!
ایـــــن بنــــــد دل آدم کجـــــــــاست؟ که گـــــــــاهی بــــــــــا یــــک اســــم یـــــــــا حضــــــور یــــــک نفـــــر و یــــــا بـــــا یـــــک لبــــــــخند "پـــــــاره" میــــــشود...

...........................

چنـــــــد وقتیــــــــست همــــــه دلگیـــــرند از مــــــن.....
دلیــــــــل مــــــی خواهنـــــد....
مــــــــدرک می خواهنـــــــــد بــــــــرای غمـــــــگین بودنـــــم....
بـــــــرای نــــــــا امیــــد بودنـــــم....بــــــرای تـــــــلخ شدنـــــــم.......
نگـــــــــران نبــــــــاشید....مــــن نـــــه غمــــــگین شــــده ام...
نــــه نـــــا امــــید....نــــه تلـــــخ.......
فقـــــــط مدتیــــــــست بــــــه دنبــــــالشــــــان می گــــردم.....
مدتیـــــــست گــــم شـــــده اند....
صبـــــــــــرم....تحمــــــلم......

امیدهــــــــایم.....

...........................

رنجشــــــی نیـــــست....
آدم‌هــــــا همیــــــنند....
خــوبنــــد ولــــی‌ فــــرامـــوش کــــار
مــــی‌آیند.....
می‌ مــــانند....
می رونـــد......
مثل مســـافران کــــــــاروان ســــرا...
مثـــل ازدحــــام بی‌ انتهـــــایِ یک خیــــابـــــان..
کســـی‌ برایِ بودن..
نیــــامده... و نمـــی‌‌آید...!!!


آرشیو مطالب
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب